تبلیغات
همیشــِ میــ نویـــسـمـ - به موقع بگو دوستت دارم!
همیشــِ میــ نویـــسـمـ
نوشته شده در تاریخ جمعه 23 دی 1390 توسط مهدی
وقتی 15 سالت بود و من بهت گفتم كه دوستت دارم ...صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی...


وقتی كه 20 سالت بود و من بهت گفتم كه دوستت دارم

سرت رو روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از این كه منو از دست بدی وحشت داشتی


وقتی كه 25 سالت بود و من بهت گفتم كه دوستت دارم ..

صبحانه مو آماده كردی وبرام آوردی ..پیشونیم رو بوسیدی و

گفتی بهتره عجله كنی ..داره دیرت می شه



وقتی 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم ..بهم گفتی اگه راستی راستی دوستم داری

.بعد از كارت زود بیا خونه


وقتی 40 ساله شدی و من بهت گفتم كه دوستت دارم

تو داشتی میز شام رو تمیز می كردی و گفتی .باشه عزیزم ولی الان وقت اینه كه بری

تو درسها به بچه مون كمك كنی


وقتی كه 50 سالت شد و من بهت گفتم كه دوستت دارم تو همونجور كه بافتنی می بافتی

بهم نكاه كردی و خندیدی


وقتی 60 سالت شد بهت گفتم كه چقدر دوستت دارم و تو به من لبخند زدی...


وقتی كه 70 ساله شدی و من بهت گفتم دوستت دارم در حالی كه روی صندلی راحتیمون نشسته بودیم من نامه های عاشقانه ات رو كه 50 سال پیش برای من نوشته بودی رو می خوندم و دستامون تو دست هم بود


وقتی كه 80 سالت شد ..این تو بودی كه گفتی كه من رو دوست داری..

نتونستم چیزی بگم ..فقط اشك در چشمام جمع شد


اون روز بهترین روز زندگی من بود ..چون تو هم گفتی كه منو دوست داری




به كسی كه دوستش داری بگو كه چقدر بهش علاقه داری

و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی

چون زمانی كه از دستش بدی،

مهم نیست كه چقدر بلند فریاد بزنی

اون دیگر صدایت را نخواهد شنید...


درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
ما را محبوب کنید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :